هیچ در عمق دو چشم خامشم راز این دیوانگی را خوانده ای

 

 

هیچ میدانی که من در قلب خویش نقشی از عشق تو پنهان داشتم

 

 

هیچ میدانی کز این عشق نهان آتشی سوزنده بر جان داشتم